HOME     KABULZAMIN      PHOTO   GUESTBOOK     COTACT

اشعــــــاری  حـــــافظ

 

بود آیا که در میخانه ها بگشایند

بخت از دهان دوست نشانم نمیدهد

ای نسیم سحر آرامگاه یار کجاست

خوشست خلوت اگر یار یارمن باشد

دیشب به سیل اشک ره خواب میزدم

دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند