HOME     KABULZAMIN    PHOTO   GUESTBOOK     COTACT

داستانهای عاشقانه

سگ بــزرگ

زن و بشکــه

عاشق هنرمند

خدایان تشنه اند

به کوه گفتم عشق چيست؟ لرزید

به ابر گفتم عشق چيست؟باريد

به باد گفتم عشق چيست؟ وزيد

به پروانه گفتم عشق چيست؟ ناليد

به گل گفتم عشق چيست؟ پرپر شد

و به انسان گفتم عشق چيست؟ اشک از ديدهگانش
!!! جاري شد و گفت؟ ديوانگيست

اعتبـــار عـشق

شاهزاده و هیولا

زیبــای بـا هـوش

چـاشنی زنـــدگی

سوزانـدن کتابهــا

زن خوش برخورد

انگشتر و جوراب

حقیقت برترین گوهر هاست

شبی که از آسمان بلوط بارید

خوانده ام که: زندگی ترانه نیست داستان عاشقانه نیست! دیده ام ولی، که با تبسمت زندگی ترانه می شود داستان عاشقانه می شود