*سایۀ سعادت*
*شراب کهنه حریف لب نگار آمد*
*نگار رفتۀ ما همره بهار آمد*
*ز اشک ریختۀ شامگاهی انگور*
*می لذیذ به رنگ لب نگار آمد*
*زهی سعادت و میمونی حیات امروز*
*که در بهار نگارآمد و خمارآمد*
*دلی که درطلبش صد هزاروسوسه داشت*
*ببین چگونه به رخساراو کنارآمد*
*بگوی ازمن عاشق همه حریفان را*
*به من سعادت و بهر شما دمار آمد*
*من این سعادت و بهروزی و گشایش را*
*نصیب گشته ام آندم که لطف یار آمد*
*به عالمی ندهم این سعادت ابدی*
*که در پیامد یک عمر انتظار آمد*
*به دشمنان که زاندوه سرگران شده اند*
*بگو که روز شما رفت و شام تارآمد*
*منم کنون و لب جوی ویاروبادۀ ناب*
*شما و حسرت و آهی که بیشمار آمد*
*هزار آه و الم کز پی چنین خوابی*
*دلم گرفت و به رخسار جویبار آمد*
*+++++++*
* پیکارجو*
*2009/06/14*
*24/03/1388***
