HOME     KABULZAMIN      PHOTO   GUESTBOOK     COTACT

اشعار ارسالی

پدر

پدرمهرت چوخون اندرعروقم

منم عاجززوصفت با حروفم

تویی در جمله أبعاد حیاتم

مثال عالی  و نقد  وجودم

اگر صدبار دیدم ازتو شدت

ازش راحت ببردم گشت سودم

نمیدانستم   اندرکودکی  ها

توبا من بودی و من بیتو بودم

کنون که من جوان گشتم تو کاهل

همیدانم که من غفلت نمودم

هنوز هم دیر نیست و هست مهلت

بیا  پندم بده  ای  رهنمودم

کنون دانم که تو دانش پژوهی

زعقل و دانشت صد بهره بردم

پدرجان در رگم خون توجاریست

عبادت گرکنم سویت سجودم

همیدانم که اندر لحظه هایت

منم باتو ودرگفت و شنودم

تو هم باید بدانی ای پدر جان

که میدانم زتو بودو نبودم

همه ی آنچه دارم از تو دارم

غزلهای نو و وزن سرودم

سرود جاودانم هست نامت

تنیده تا ابد در تارو پودم