روزنا
چشمها و گوشهایم را كه بست
باز امشب دست و پایم را كه بست
باز امشب خانه ام تاریك شد
روزنای روشنایم را كه بست
چشمه اشكم چرا خشكیده است
نوحه و نای و نوایم را كه بست
رشته تار وفا را كی گسست
رشته تار جفایم را كه بست
جاده نفرت به رویم كی گشود
جاده صلح و صفایم را كه بست
در میان سینه غوغای مرا
در گلوی من صدایم را كه بست
شاكر امشب خانه ام تاریك شد
روزنای روشنایم را كه بست
