دستم نمیرسد
امشب بتا برای چه خاموش بوده ای
آیا كه با كی دست در آغوش بوده ای
ای مستی هزار خمستان به دیده ات
از جام دیده گان كی مدهوش بوده ای
چشم تو مستی می عشق مرا نداشت
از باده لبان كی مدهوش بوده ای
این رنگ و بو ز چیست ترا ای گل بهار
با یار ما مگر تو هم آغوش بوده ای
ای موی تیره بخت تو چون من سیه چرا
با گوش یار ما نه كه سر گوش بوده ای
ای خون دل ز چشمه چشم این خروش چیست
آیا میان سینه ما جوش بوده ای
“دستم نمیرسد كه در آغوش گیرمت”
آیا كه با كی دست در آغوش بوده ای
