HOME     KABULZAMIN      PHOTO   GUESTBOOK     COTACT

اشعار ارسالی

قطره قطره
 

آن نگار با وفا روزی اگر از ما شود
سینه مالامال عیش هر دوی دنیا شود
ای نسیم آتش از طوفان ما غافل مباش
تا نشاند شعله از پا، گرد ما بالا شود
پا فرا نه از عدم در جستجوی خویشتن
تا اگر گمگشته ما از كجا پیدا شود
گوشه میخانه قلبی صفا باید نشست
غم مخور ای یار كه آخر باده در مینا شود
چند باید كرد عمر كوته صرف انتظار
تا اگر دنیای نازیبای ما زیبا شود
آنقدر فریاد بایدمرغ جان را كه عاقبت
در گلستان فراقش واله و شیدا شود
بر كند بنیاد جهل و فقر از پا تا سرشك
“قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود”
گفتمش تقصیر بگذار، از سزایم باز گو
گفت شاكر باید از روز ازل تنها شود