HOME     KABULZAMIN      PHOTO   GUESTBOOK     COTACT

اشعار ارسالی

نگار آمده امشب


یاران خبر آمد كه نگار آمده امشب
با بوی گل و عطر بهار آمده امشب
بر روی چمن سبزه به تعضیم نشسته
از باغ و دمن گل به كنار آمده امشب
گویند كه از پهلوی اغیار رمیده
گویند كه با دیدن یار آمده امشب
گر قصدی جز از قتل من خسته ندارد
پرسید كه از بهر چه كار آمده امشب
یك عمر دلا شكوه نمودی ز فراقش
خوش باش و مكن شكوه كه یار آمده امشب
ساقی چو ز احوال من تشنه خبر گشت
با جام می و چشم خمار آمده امشب
یاری كه سحر صبر و قرار از دل ما برد
با حوصله و صبر و قرار آمده امشب
با چشم سیه آهوی من در بر شاكر
صیدیست كه با عزم  شكار آمده امشب