رویای عشق
غم مخور ای جان كه از دل عاقبت غم رفتنیست
شاد زی ای دل كه از غم عاقبت دم رفتنیست
عمر كوته را غنیمت دار كه آخر از برت
میرود آهسته آهسته و كم كم رفتنیست
بوم شب بنشست بر بام پرستوی سحر
باز تا آن رفته آید، باش اینهم رفتنیست
تا سحر بوسیده میباید لبان غنچه را
گل زمانی تازه ماند گر چه - شبنم رفتنیست
غم مخور شاكر كه در باغ پر از رویای عشق
تا گل شادی بروید، خار ماتم رفتنیست
