HOME     KABULZAMIN      PHOTO   GUESTBOOK     COTACT

E-Card

اشعارادبی

خواب

در خوابم آیی گر شبی یک بوسه از رویت کنم

گر قیمت اش خواهی زمن جان هدیه مویت کنم

در خاک  پای تو  نماز خویش  بر جا  آورم

صد سجدهٌ شُکرانه  در محراب  ابرویت  کنم

از برگ گُل نازکتری خوشبوی تر از بوی گُل

گُل میشود پیش ات خجل گر نسبت رویت کنم

سروه رسا گشته خجل تا گفته ام چون قد توست

در حیرتم نسبت چی را با سرو دلجویت کنم

از فرق سر تا نوک پا گویم دوصد حمد و ثنا

من هست و بود خویش را قربان گیسو یت کنم

ای یار زیبا روی من ای مهوش گُل روی من

داری  نظر کی سوی  من تا لحظه  بویت کنم

دارم (حبیب) ناتوان  شعری  برایت ارمغان

این نظم  را من هدیه  چشمان آهویت  کنم

 

This Site lanched On 

 09-12-2006

Lastest  Visitors